مثل برگ خشکی که زیر پای عابری می شکند من حساسم با وزش بادی سوز سرما میزند بر استخوانم و با تابش خورشید انگشتانم گر می گیرد زندگی را دریچه ایی بسوی عشق می بینم که یکطرفش تو هستی و طرف دیگرش من ، که از سرما میلرزم و از گرما گریزانم و به عشق قسم می خورم که بروی و پشت سرت را هم نگاهی نکنی زیرا که من لیاقت عاشق شدن را ندارم و این را قبلا پرستوها به هنگام کوچ به دیار عاشقان به من گوشزد کرده بودند که تو باشی و دنیا نباشد و عشق باشد تا روز قیامت...
دلنوشته ها...ما را در سایت دلنوشته ها دنبال میکنید
برچسب: پریناز ایزدیار,پریود,پریا,پری دریایی,پریسا,پریانکا چوپرا,پری بلنده,پری زنگنه,پریسما,پریوش نظریه, نویسنده: بازدید: 7