
شب سرد لاله ی کوهستانxa0 پر از ادعای خودخواهی بود که چرا مرد شب بارانی دوری راه و بهانه کرده بود که چرا کوچه ی تنگ غروبxa0 به سکوت پنجره دست درازی کرده بود و مدادتراش لب آیینه چرا ؟ نوک مداد نقره فام را شکسته بود و چرا ؟ دفتر سبز خاطره خالی از سرمشق شبها مانده بود....
ادامه مطلب